حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

91

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

پس قوم يزدانفاذار پيش او جمع آمدند ، و كفتند كه ما مطيع و منقاديم « 1 » ، بهر چه تو مصلحت بينى . يزدانفاذار قوم ديلم را آن قدر مهلت داد تا مست شدند ، بعد از آن او با قوم و تبع « 2 » در منازل ايشان افتاد و همه را بكشتند ؛ مكر رئيس ايشانرا ، كه با طائفهء از ديلم بكريخت ، و بجانب شهر خود متوجّه شد . پس يزدانفاذار قوم و حشم « 3 » خود را كفت : اين حركت كه ما كرديم با ديلم ، حركتى است كه از بيم و خوف آن خواب نمىتوان كرد ، و ازيشان غافل نمىتوان نشست ، من درين باب فكرى كرده‌ام ، و رآئى انديشيده‌ام ، كه ما از بطش « 4 » ايشان به سبب آن احتراز « 5 » توانيم كرد ، و از دشمن ايمن توان بودن . قوم يزدانفاذار كفتند : راه ما پى رو رآه تست ، بفرماى تا جه مصلحت ديدهء ، و جه فكر انديشيدهء ؟ كفت : مصلحت آن مىبينم كه ما ديوارى عالى « 6 » ، كرد اين ديها - كه ما بتمامى در آن فرود آمده‌ايم - بكشيم ، و منظرها « 7 » نزديك بيكديكر ، در اندرون ديوار بنا نهيم ، و ديدبانانرا بر آن بنشانيم ، تا جون ديلم بجانب ما حركت كنند ، ما ازيشان بر خبر باشيم ، و ايشان ظفر نيابند ، و بر ما متفرّق نشوند .

--> ( 1 ) . انقياد : فرمانبردارى و اطاعت ( 2 ) . تابع و پيرو . ( 3 ) . در اصل ( حشر ) ، و ضبط صحيح آن ( حشم ) است كه به معناى غلامان و نوكران مىباشد . ( 4 ) . عقوبت و انتقام . ( 5 ) . در اصل : اعتراض ، كه تصحيف است ، و صحيح آن احتراز مىباشد كه به معناى پيشگيرى و دورى و ممانعت مىباشد . ( 6 ) . عالى : بلند و استوار . ( 7 ) . ديده‌بانى .